چرا بازی Starfield شکست خورد؟ (تحلیل کامل مشکلات)
بازی Starfield، جدیدترین عنوان استودیوی پرآوازه بتزدا، با انبوهی از وعدهها و انتظارات بیسابقه به بازار عرضه شد. بهعنوان اولین آیپی کاملاً جدید بتزدا در بیش از دو دهه، این بازی قرار بود تجربهای بینظیر از اکتشافات فضایی را در یک جهان باز گسترده ارائه دهد. اما پس از عرضه، بسیاری از بازیکنان و منتقدان، با واقعیت تلخی روبرو شدند که فرسنگها با رؤیاهای بتزدا و طرفدارانش فاصله داشت. این مقاله به تحلیل جامع و علمی دلایل عدم موفقیت Starfield میپردازد و ریشههای مشکلات آن را در ابعاد مختلف گیمپلی، فنی و طراحی بررسی میکند.
انتظارات بلندپروازانه و واقعیتهای تلخ: شکاف میان رؤیا و حقیقت
قبل از عرضه، Starfield به شدت مورد توجه رسانهها و جامعه گیمینگ قرار گرفت. بتزدا، که سابقه درخشانی در ساخت بازیهای نقشآفرینی جهانباز نظیر سری Elder Scrolls (با عناوینی مانند Skyrim) و Fallout دارد، نوید یک ماجراجویی فضایی حماسی را داده بود. این سابقه در کنار بودجه عظیم و سالها توسعه، انتظارات را به سقف رسانده بود.
میراث سنگین بتزدا و فشار رقابتی
استودیوی بتزدا گیم استودیوز، با خلق عناوینی که استاندارد جدیدی برای آزادی عمل بازیکن و غوطهوری در جهانهای فانتزی و پساآخرالزمانی ایجاد کردند، نامی برای خود دست و پا کرده بود. موفقیتهای بینظیر Skyrim و Fallout 3/4، بار سنگینی بر دوش Starfield گذاشت. بازیکنان انتظار داشتند که Starfield نه تنها از این میراث الهام بگیرد، بلکه آن را به سطح جدیدی از پیچیدگی و وسعت ارتقا دهد. در کنار این، رقابت فشرده در ژانر نقشآفرینی و علمی-تخیلی، با حضور عناوینی مانند No Man’s Sky (که پس از عرضه ضعیف، به بلوغ رسید) و Elite Dangerous، فشار بیشتری را برای ارائه یک تجربه بیعیب و نقص ایجاد میکرد.
مارکتینگ و وعدههای محقق نشده
کمپین بازاریابی Starfield بر مفاهیمی چون “آزادی بیحد و حصر”، “اکتشاف بیکران” و “1000 سیاره قابل بازدید” تأکید فراوانی داشت. این وعدهها، تصویری از یک تجربه فضایی یکپارچه و بیدرز را در ذهن بازیکنان حک کرده بود. با این حال، محصول نهایی در عمل نتوانست بسیاری از این وعدهها را محقق کند. مفهوم “جهانباز” در Starfield به دلیل سیستمهای پرش و بارگذاری مکرر، عملاً به “چندین محیط کوچک و جداگانه” تبدیل شد که حس یکپارچگی را از بین میبرد. این تفاوت فاحش بین بازاریابی و واقعیت، یکی از اصلیترین دلایل ناامیدی و خشم اولیه بازیکنان بود.
تحلیل عمیق مشکلات گیمپلی و مکانیکها: ریشههای نارضایتی بازیکنان
قلب هر بازی ویدیویی، گیمپلی آن است. Starfield در این بخش، با مجموعهای از تصمیمات طراحی و پیادهسازیهای ضعیف، نتوانست انتظارات را برآورده کند و تجربهای عمیق و سرگرمکننده ارائه دهد.
جهانبازی سطحی و بیروح
- کمبود فعالیتهای معنیدار در سیارات: با وجود تعداد زیاد سیارات (بیش از 1000)، بخش عمده آنها محیطهایی خالی، تکراری و فاقد هرگونه جاذبه یا داستان منحصر به فرد هستند. بیشتر فعالیتها به اسکن منابع، جمعآوری آیتمهای بیاهمیت و مبارزه با موجودات تکراری محدود میشود. این امر به سرعت حس کشف و ماجراجویی را از بین میبرد.
- تکرار مأموریتها و ساختار کلی: بسیاری از مأموریتهای جانبی و فعالیتهای تصادفی در Starfield از یک الگوی تکراری پیروی میکنند؛ به مکانی بروید، چیزی را جمع کنید/بکشید و برگردید. این ساختار، با داستانگویی غنی و متنوعی که از بتزدا انتظار میرفت، فاصله زیادی دارد و منجر به خستگی بازیکن میشود.
- صفحههای بارگذاری مکرر و شکستن تجربه جهانباز: یکی از بزرگترین انتقادات به Starfield، وجود بیشمار صفحههای بارگذاری (loading screens) است. برای رفتن از فضا به یک سیاره، از یک سیاره به داخل یک پایگاه، یا حتی بین مناطق مختلف یک شهر، بازیکن بارها و بارها با صفحههای بارگذاری روبرو میشود. این امر، حس یکپارچگی و پیوستگی جهان بازی را به کلی از بین میبرد و با روح بازیهای جهانباز مدرن در تضاد است.
سیستم مبارزه و تیراندازی ابتدایی
- مقایسه با استانداردهای مدرن شوتر: سیستم تیراندازی در Starfield، با وجود بهبودهایی نسبت به Fallout 4، هنوز هم ابتدایی و فاقد عمق لازم است. حس شلیک (gunplay) در مقایسه با بازیهای شوتر مدرن ضعیف بوده و مکانیکهای کاورگیری و حرکت، چندان روان و رضایتبخش نیستند.
- ضعف هوش مصنوعی دشمنان: هوش مصنوعی دشمنان در Starfield اغلب غیرفعال و قابل پیشبینی است. دشمنان واکنشهای طبیعی به حملات نشان نمیدهند، به راحتی در مسیر خطی حرکت کرده یا پشت یک کاور پنهان میشوند و در بسیاری از موارد چالش قابل توجهی ایجاد نمیکنند.
- عدم تنوع در سلاحها و سیستم ارتقا: با وجود ظاهر متفاوت، بسیاری از سلاحها در عمل حس یکسانی دارند و سیستم ارتقا نیز عمق چندانی ندارد. این عدم تنوع، انگیزهای برای امتحان سلاحهای جدید یا سرمایهگذاری در مسیرهای ارتقای مختلف ایجاد نمیکند.
روایت داستانی پراکنده و شخصیتپردازی ضعیف
- داستان اصلی غیر جذاب: خط داستانی اصلی Starfield، با محوریت یک شیء باستانی مرموز، پتانسیل زیادی داشت اما در عمل نتوانست هیجان لازم را ایجاد کند. روایت اغلب کند، فاقد نقاط اوج و فرود قوی بوده و پایانبندی آن برای بسیاری از بازیکنان رضایتبخش نبود.
- شخصیتهای فرعی فراموششدنی: با وجود تعداد زیاد شخصیتهای همراه و NPC، بسیاری از آنها فاقد عمق، انگیزههای روشن و دیالوگهای به یادماندنی هستند. این امر باعث میشود بازیکن ارتباط عاطفی کمی با آنها برقرار کند.
- انتخابهای بازیکن با تأثیر کم: یکی از ویژگیهای بارز بازیهای نقشآفرینی بتزدا، توانایی بازیکن در شکلدهی به داستان و جهان بازی از طریق انتخابهایش است. اما در Starfield، بسیاری از انتخابها، بهویژه در خط داستانی اصلی، تأثیرات ملموس و قابل توجهی بر روند بازی ندارند که حس عاملیت بازیکن را کاهش میدهد.
مدیریت منابع و اقتصاد در بازی
- سیستم کاوش و استخراج منابع غیر جذاب: سیستم اسکن و استخراج منابع در سیارات، به سرعت به کاری خستهکننده و تکراری تبدیل میشود. پاداشها اغلب ناچیز هستند و انگیزه کمی برای صرف وقت در این بخش وجود دارد.
- عدم توازن در اقتصاد بازی: اقتصاد Starfield، با مشکلاتی در تعادل بین قیمت کالاها، پاداش مأموریتها و ارزش آیتمها روبرو است. به دست آوردن اعتبار (پول رایج بازی) اغلب آسان است و این امر به سرعت حس ارزشمندی و اهمیت اقتصادی را از بین میبرد.
- کمبود انگیزه برای جمعآوری و ساخت و ساز: با توجه به سیستمهای نه چندان عمیق ساخت و ساز و ارتقا، جمعآوری حجم زیادی از منابع اغلب بیمعنی به نظر میرسد. بازیکنان به سرعت درمییابند که میتوانند بدون درگیر شدن عمیق با این مکانیکها، بازی را به پیش ببرند.
چالشهای فنی و عملکردی: مانع بزرگی بر سر راه تجربه بازیکن
در کنار مشکلات گیمپلی، Starfield با چالشهای فنی قابل توجهی نیز روبرو بود که بر تجربه کلی بازیکن تأثیر منفی گذاشت. پلتفرمهای مختلف، بهویژه نسخه PC، از این مشکلات رنج میبردند.
بهینهسازی ضعیف و مشکلات اجرایی
- نرخ فریم پایین حتی در سختافزارهای قدرتمند: Starfield در زمان عرضه، حتی بر روی سیستمهای قدرتمند نیز با مشکلات نرخ فریم (FPS) دست و پنجه نرم میکرد. این بهینهسازی ضعیف، منجر به تجربهای ناهموار و فاقد روان بودن میشد که برای یک بازی AAA در سال 2023 غیرقابل قبول بود.
- باگها و گلیچهای مکرر: میراث باگهای بتزدا در Starfield نیز ادامه یافت. از باگهای بصری و فیزیکی گرفته تا مشکلات مربوط به کوئستها و هوش مصنوعی، بازیکنان با طیف وسیعی از گلیچها روبرو شدند که غوطهوری در بازی را مختل میکرد.
- مشکلات پایداری و کرش کردن بازی: برای بسیاری از بازیکنان، Starfield به دفعات کرش کرده و به دسکتاپ بازمیگشت، که نه تنها تجربه بازی را قطع میکرد بلکه گاهی اوقات منجر به از دست رفتن پیشرفت نیز میشد.
رابط کاربری نامناسب و ناوبری پیچیده
- رابط کاربری غیر بصری و زمانبر: رابط کاربری (UI) Starfield، بهویژه در بخش مدیریت اینونتوری، مأموریتها و نقشهها، اغلب پیچیده، غیر بصری و زمانبر است. این طراحی ضعیف، به جای سهولت بخشیدن به تعامل بازیکن، آن را به چالش میکشاند.
- سیستم نقشهبرداری ناکارآمد: نقشه محلی (local map) تقریباً غیرقابل استفاده است و مسیرهای روشنی برای ناوبری ارائه نمیدهد. نبود یک سیستم نقشهبرداری کارآمد در یک بازی جهانباز با شهرهای بزرگ، بازیکنان را سردرگم میکند.
- تجربه کاربری ضعیف در منوها: جابجایی بین منوهای مختلف، بهویژه برای مدیریت منابع، ساخت و ساز و ارتقاء، اغلب با تأخیر و کندی همراه است که تجربه کلی کاربری را کاهش میدهد.
نوآوریهای از دست رفته و فرصتهای سوخته
یکی از ناامیدکنندهترین جنبههای Starfield، رویکرد محافظهکارانه آن در طراحی بود. بازی به جای نوآوری و پیشبرد ژانر، به فرمولهای قدیمی بتزدا چسبیده بود که در بافت فضایی به خوبی جواب نداد.
رویکرد محافظهکارانه در طراحی
- عدم ریسکپذیری در مکانیکهای اصلی: Starfield در بسیاری از جنبهها، به نظر میرسد که یک “Fallout در فضا” است تا یک تجربه کاملاً جدید. مکانیکهای اصلی گیمپلی، از سیستم دیالوگ گرفته تا ساختار کوئستها، شباهت زیادی به بازیهای قبلی بتزدا دارند اما در محیط فضایی کمتر حس تازگی و هیجانانگیزی را منتقل میکنند.
- تکرار فرمولهای قدیمی بتزدا: بسیاری از مشکلاتی که بازیکنان در Starfield با آنها روبرو شدند، از جمله صفحههای بارگذاری مکرر و باگها، از مدتها پیش در بازیهای بتزدا وجود داشتهاند. این عدم پیشرفت در حل مشکلات ریشهای، نشاندهنده یک رویکرد محافظهکارانه است که نتوانسته با استانداردهای مدرن صنعت بازی همگام شود.
- جای خالی یک “قلب” منحصر به فرد: در حالی که Skyrim حس آزادی و اکتشاف در یک دنیای فانتزی را به اوج رسانده بود، Starfield نتوانست یک “قلب” یا هویت منحصر به فرد برای خود ایجاد کند. این بازی فاقد آن عنصر جادویی بود که بازیهای قبلی بتزدا را اینقدر خاص میکرد.
پتانسیل پرواز فضایی و گشت و گذار
- محدودیتهای پرواز فضایی (صفحههای بارگذاری): یکی از بزرگترین پتانسیلهای Starfield، پرواز و مبارزه فضایی بود. اما این بخش نیز به دلیل صفحههای بارگذاری و عدم امکان پرواز یکپارچه از فضا به اتمسفر سیارات، جذابیت خود را از دست داد. بازیکن نمیتواند به سادگی به یک سیاره پرواز کرده و در سطح آن فرود آید.
- فقدان حس یکپارچگی در فضا: فضا در Starfield بیشتر شبیه به یک سری آرنای کوچک است تا یک اقیانوس بیکران. مناطق فضایی از هم جدا هستند و سفر بین آنها نیازمند منوهای ناوبری و پرشهای فستتراول است، که با وعده اکتشاف آزاد در تضاد است.
- عدم تحقق رویای اکتشاف فضایی بیدرنگ: در حالی که بسیاری از بازیهای مشابه، مانند No Man’s Sky، امکان پرواز یکپارچه از فضا به سیاره را فراهم میکنند، Starfield نتوانست این فناوری را پیادهسازی کند و این یک فرصت بزرگ برای غوطهور کردن بازیکن را از دست داد.
مقایسه تجربه پرواز فضایی در Starfield با انتظارات
| جنبه | Starfield (واقعیت) |
|---|---|
| سفر بین سیارات | نیاز به منوی ناوبری، انتخاب مقصد، و صفحه بارگذاری. |
| ورود به اتمسفر/فرود | صفحه بارگذاری اجباری، فرود انیمیشندار (نه دستی). |
| اکتشاف فضایی | محدود به مناطق کوچک با مرزهای نامرئی، فاقد حس یکپارچگی. |
| مقیاس جهان | “1000 سیاره” که اکثرشان خالی و تکراری هستند. |
درسهایی برای آینده صنعت بازی: چشمانداز توسعهدهندگان
شکست Starfield، با تمام هزینهها و تلاشهای پشت پرده، درسهای ارزشمندی برای بتزدا و کل صنعت بازیسازی به همراه دارد. این درسها میتواند به توسعهدهندگان کمک کند تا در آینده، عناوینی با کیفیتتر و رضایتبخشتر ارائه دهند.
اهمیت نوآوری و ریسکپذیری
- چرا تکیه بر فرمولهای قدیمی کافی نیست: صنعت بازی به سرعت در حال پیشرفت است. بازیکنان انتظار نوآوری، مکانیکهای جدید و تجربیات تازه را دارند. تکیه صرف بر فرمولهای قدیمی، حتی اگر در گذشته موفق بوده باشند، ممکن است در بلندمدت منجر به رکود و عدم رضایت شود. Starfield نشان داد که حتی یک فرمول اثبات شده نیز در یک بستر جدید و بدون بهروزرسانی کافی، میتواند ناکارآمد باشد.
- نیاز به ارتقاء استانداردهای ژانر: هر عنوان جدید، فرصتی برای ارتقاء استانداردهای ژانر خود دارد. بازیهای جهانباز فضایی، با چالشهای فنی و طراحی خاص خود، نیاز به راهحلهای خلاقانه و نوآورانه دارند. بتزدا میتوانست با جسارت بیشتری در طراحی و پیادهسازی مکانیکهای پرواز فضایی و اکتشاف، خود را از رقبا متمایز کند.
مدیریت انتظارات و شفافیت در توسعه
- درسهایی از بازاریابی بیش از حد: کمپینهای بازاریابی اغراقآمیز که انتظارات غیرواقعی ایجاد میکنند، میتوانند به ضرر محصول نهایی تمام شوند. صداقت و شفافیت در مورد قابلیتها و محدودیتهای بازی، میتواند به جلوگیری از ناامیدی پس از عرضه کمک کند.
- ضرورت ارتباط صادقانه با جامعه بازیکنان: برقراری ارتباط مداوم و صادقانه با جامعه بازیکنان در طول فرآیند توسعه، میتواند به مدیریت انتظارات و ایجاد حس اعتماد کمک کند. دریافت بازخورد زودهنگام و واکنش به آن، میتواند از بروز مشکلات بزرگ در مراحل پایانی جلوگیری کند.
تمرکز بر کیفیت فنی و تجربه کاربری
- اهمیت بهینهسازی و رفع باگها: در عصر حاضر، بهینهسازی ضعیف و باگهای فراوان در زمان عرضه، دیگر قابل توجیه نیستند. بازیکنان انتظار یک محصول پولیششده و عاری از اشکال فنی را دارند. سرمایهگذاری کافی در بخش تست و بهینهسازی، ضروری است.
- طراحی رابط کاربری موثر و شهودی: رابط کاربری نقطه اتصال بازیکن با بازی است. یک UI/UX ضعیف میتواند حتی بهترین مکانیکها را نیز غیرقابل استفاده کند. طراحی باید بر اساس اصول سهولت استفاده و شهودی بودن باشد تا تجربه بازیکن را بهبود بخشد، نه اینکه آن را مختل کند.
💡 درسهای کلیدی از تجربه Starfield برای توسعهدهندگان آینده 💡
-
🚀
نوآوری بر تکرار: جسارت در طراحی مکانیکهای جدید و پرهیز از تکرار فرمولهای قدیمی. جهانبازی فضایی نیازمند رویکردهای نو است.
-
🗣️
صداقت در بازاریابی: مدیریت واقعبینانه انتظارات و اجتناب از وعدههای اغراقآمیز. شفافیت، اعتماد میآفریند.
-
🛠️
کیفیت فنی بینقص: بهینهسازی بالا، کمترین باگ و پایداری در عملکرد برای تمام پلتفرمها یک ضرورت است.
-
✨
تجربه کاربری روان: طراحی رابط کاربری (UI) و تجربه کاربری (UX) باید بصری، کارآمد و لذتبخش باشد.
-
❤️
خلق “قلب” بازی: هر بازی بزرگ به یک ایده محوری، یک حس منحصر به فرد یا یک “قلب” نیاز دارد که آن را از بقیه متمایز کند.
آینده Starfield و پتانسیل بهبود: آیا امیدی هست؟
با وجود تمامی مشکلات، Starfield هنوز پتانسیل بهبود دارد. سابقه بتزدا در پشتیبانی از بازیهای خود از طریق بهروزرسانیها و محتوای اضافی (DLC) و همچنین قدرت جامعه مادینگ، میتواند روزنههای امید را باز نگه دارد.
نقش بهروزرسانیها و محتوای اضافی
- آیا بستههای الحاقی میتوانند بازی را نجات دهند؟ بستههای الحاقی میتوانند فرصتی برای افزودن محتوای داستانی عمیقتر، مکانیکهای جدید، و مناطق قابل اکتشاف جذابتر باشند. اگر بتزدا بتواند با بهروزرسانیهای اساسی، مشکلات فنی را حل کرده و گیمپلی را بهبود بخشد، و سپس با DLCهای باکیفیت، عمق بیشتری به جهان بازی ببخشد، شاید Starfield بتواند جایگاه خود را بازیابد. نمونههایی مانند Cyberpunk 2077 نشان دادند که چگونه پشتیبانی مداوم میتواند بازی را از شکست نجات دهد.
- نمونههای موفق دیگر در صنعت: بازیهایی مانند No Man’s Sky، که در زمان عرضه با انتقادات شدید روبرو شدند، توانستند با سالها پشتیبانی، بهروزرسانیهای رایگان و افزودن محتوای غنی، به یکی از محبوبترین بازیها در ژانر خود تبدیل شوند. این مسیر میتواند الهامبخش Starfield باشد.
جامعه مادینگ و پتانسیل آن
- تاریخچه تاثیر مادها بر بازیهای بتزدا: بازیهای بتزدا همواره از پشتیبانی قوی جامعه مادینگ بهرهمند بودهاند. مادها نه تنها باگها را رفع کردهاند، بلکه محتوای جدید، بهبودهای بصری و حتی مکانیکهای گیمپلی کاملاً جدیدی را به بازیها اضافه کردهاند. Skyrim و Fallout به شدت از این پتانسیل بهرهمند شدند.
- آیا Starfield میتواند از این پتانسیل بهرهمند شود؟ اگرچه مادها نمیتوانند مشکلات اساسی طراحی را از ریشه حل کنند، اما میتوانند بسیاری از جنبههای بازی را بهبود بخشند. از اصلاح رابط کاربری و رفع باگها گرفته تا افزودن محتوای بیشتر به سیارات خالی و بهبود سیستمهای مبارزه، جامعه مادینگ میتواند نقش حیاتی در طول عمر و بهبود تجربه Starfield ایفا کند.
نتیجهگیری
شکست Starfield، نتیجه ترکیبی از انتظارات بلندپروازانه، تصمیمات محافظهکارانه در طراحی، مشکلات فنی در زمان عرضه و عدم ارائه یک تجربه یکپارچه و نوآورانه بود. این بازی، به جای تبدیل شدن به نقطه عطفی در بازیهای نقشآفرینی علمی-تخیلی، به مثالی از پتانسیلهای از دست رفته و فرصتهای سوخته تبدیل شد. برای بتزدا، این تجربه یک زنگ خطر جدی است که نشان میدهد تکیه بر فرمولهای قدیمی و عدم همگامی با استانداردهای در حال تحول صنعت بازی، حتی برای استودیوهای بزرگ نیز میتواند گران تمام شود.
با این حال، با درس گرفتن از اشتباهات، گوش دادن به بازخورد جامعه و سرمایهگذاری واقعی در نوآوری و کیفیت فنی، بتزدا هنوز فرصت دارد تا مسیر Starfield و حتی پروژههای آینده خود را تغییر دهد. آینده این بازی به تعهد توسعهدهندگان به بهبود مستمر و پتانسیل جامعه مادینگ بستگی دارد. اما آنچه مسلم است، این است که صنعت بازی در حال حاضر به بازیهایی نیاز دارد که نه تنها وعدههای بزرگی میدهند، بلکه قادر به تحقق آنها نیز هستند.
برای کسب اطلاعات بیشتر و یا ارائه نظرات و پیشنهادات خود درباره این تحلیل، با کارشناسان ما تماس بگیرید:
پرسشهای متداول (FAQ)
آیا Starfield واقعاً یک شکست کامل بود؟
در حالی که Starfield به معنای فروش پایین شکست نخورد (زیرا در Game Pass عرضه شد و میلیونها بازیکن را جذب کرد)، اما از نظر کیفی، رضایت بازیکنان و منتقدان را برآورده نکرد. این بازی نتوانست انتظارات را برآورده سازد و به یکی از موفقیتهای بتزدا در کنار اسکایریم یا فالاوت تبدیل شود، بنابراین از دیدگاه کیفی و شهرت میتوان آن را یک شکست دانست.
دلیل اصلی نارضایتی بازیکنان از Starfield چه بود؟
دلایل اصلی شامل جهانبازی سطحی و مملو از صفحههای بارگذاری، گیمپلی تکراری، سیستم مبارزه ابتدایی، داستانسرایی غیرجذاب و مشکلات فنی فراوان (بهینهسازی ضعیف و باگها) بود. عدم تحقق وعدههای بازاریابی درباره اکتشاف فضایی بیکران نیز عامل مهمی در این نارضایتی بود.
آیا بتزدا میتواند Starfield را بهبود بخشد؟
بله، این پتانسیل وجود دارد. با توجه به سابقه بتزدا در پشتیبانی بلندمدت از بازیهای خود و قدرت جامعه مادینگ، بهروزرسانیهای اساسی و بستههای الحاقی باکیفیت میتوانند مشکلات بازی را تا حد زیادی برطرف کرده و عمق و جذابیت بیشتری به آن ببخشند. با این حال، نیاز به تلاش و تعهد مداوم از سوی توسعهدهندگان است.
چه درسهایی میتوان از Starfield برای بازیهای آینده گرفت؟
درسهای مهم شامل ضرورت نوآوری و ریسکپذیری در طراحی، مدیریت واقعبینانه انتظارات و شفافیت در بازاریابی، سرمایهگذاری کافی در بهینهسازی فنی و رفع باگها، و طراحی یک رابط کاربری شهودی و موثر است. همچنین، نیاز به خلق یک “هویت” منحصر به فرد و قوی برای هر عنوان جدید، به جای تکیه صرف بر فرمولهای گذشته، حائز اهمیت است.
آیا Starfield ارزش بازی کردن را دارد؟
این موضوع به سلیقه بازیکن بستگی دارد. برای کسانی که به دنبال یک تجربه نقشآفرینی فضایی هستند و حاضرند با مشکلات فنی و تکرارها کنار بیایند، Starfield میتواند ساعتها سرگرمی ارائه دهد، بهویژه اگر از طریق Game Pass به آن دسترسی داشته باشند. اما برای بازیکنانی که انتظارات بالایی از نوآوری، پولیششدگی و یکپارچگی جهانباز دارند، ممکن است ناامیدکننده باشد.


